|

همواره انقلابها مخصوصا از نوع فرهنگی، کل جامعه راتغییر میدهد. انقلاب اسلامی
ایران برگرفته ازفرهنگ اسلامی- قرآنی است و انسان خلیفةالله که دارای آزادی و
کرامت است را چنان تربیت می کند که به خودباوری وخودآگاهی میرسد. انقلاب
تحولی است که در افکار اعضای جامعه، و به تبع آن در کل جامعه پدید می آید و
فرهنگ و سوی حرکت اجتماع را تغییر می دهد. انقلاب اسلامی که مبنای آن
فرهنگی
اجتماعی است، برگرفته از قرآن و سنت های دین مبین اسلام است. در فرهنگ قرآن،
افراد جامعه از بالاترین عزت و کرامت برخوردارند زیرا بنابر فرهنگ قرآن، انسان به منبع
عظیم هستی و خالق عالم متصل است و علاوه بر این که روح خدایی را در درون به
ودیعه دارد، خلیفه و جانشین خدا در زمین نیز هست. «ثم سوّاه و نفخ فیه من روحه و
جعل لکم السمع و الابصار و الافئده قلیلاً ما تشکرون = سپس به او (انسان) شکل داد
و از روحش در او دمید و برایشان شنوایی و بینایی و ادراک قرار داد، هر چند شکر این
نعمت ها را کامل به جا نمی آورند» (سوره ی سجده -آیه ی 9 )
این قدرت و توانایی به هیچ مخلوق دیگری عطا نشده است، انسان موجود الهی است
که از توانایی درک و بصیرت و دانایی بسیار عظیمی برخوردار است که اگر به کارشان
گیرد نقش او در زمین، جانشینی خداوند متعال است: « انی جاعلٌ فی الارض خلیفهٌ =
به طور قطع من در زمین جانشین قرار داده ام» (سوره ی بقره _آیه ی 30)
چه عظمتی بالاتر از آن که انسان در زمین جانشین خدا باشد و مانند خدا، فارغ از قید و
بندگی دیگران است و اتصالِ بندگی او فقط به خداست. بنابر این او صاحب قدرت و عزت
و کرامت است «فانّ العزّه لله جمیعاً = به طور مسلم تمام عزت ها از آن خداست»
( سوره ی نساء_ آیه ی 139)
و روح خدایی در انسان دمیده شده است پس او نیز صاحب عزت و قدرت است. «ولله
العزّه و لرسوله وللمؤمنین = عزت از آن خدا و برای رسولش و برای مومنان است»
( سوره ی منافقون- آیه ی9)
قرآن انسان را حاکم بر همه چیز و همه امکانات مادی و معنوی جهان می داند. «ولقد
کرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البرّ و البحر و رزقناهم من طیّبات = ما به بنی آدم کرامت
و بزرگی عطا کردیم و او در دریا و خشکی بر همه چیز سوار و حاکم است و پاک ترین
بهره های طبیعت از آن اوست» ( سوره ی اسراء-آیه ی 72)
این همه عزت و قدرت و کرامت از انسانِ معتقد به قرآن، کوهی از عزت و افتخار بنا می
کند و حتی عزت و اقتدار انسان، از کوه هم استوار تر و محکم تر است «المومن اعزّ
من الجبل = عزت مومن، مستحکم تر از کوه است» (امام صادق (ع))
این نحوه تربیت و نگرش به انسان، و قائل شدن این همه عزت و کرامت برای او دائم
تحریکش می کند که ذلت و زبونی را نپذیرد و بی واهمه بر مستبدان و قدرتمندان
تحمیلی بتازد و ریشه آن ها را از بُن بر کند.
قرآن با این نگرش و این نحوه تبلیغ و تربیت و معرفی انسان، همواره آهنگ آن داردکه
قدرت و توانایی های درونی فرزندان آدم را به ظهور رساند و به اصطلاح درجه خودباوری
و خود آگاهی اش را ترفیع دهد تا در جامعه با دقت و بینایی و بیداری، نسبت به همه
حوادث اطراف خود، حساسیت نشان دهد و خود را مسئول بداند. این است که در تاریخ
صدر اسلام ملاحظه می شود که فرد تحت تربیت پیامبر اسلام و در مکتب قرآن، به
درجه ای از خود باوری رسیده است که تمام ابر قدرت های فاسد زمان را به مبارزه می
طلبد و به راحتی ساقطشان می نماید و در اجتماع نسبت به سرنوشت خود و جامعه و
اعمال حاکمان، بسیار حساس است، طوری که در مقابل کوچک ترین ظلم یا خطای
خلیفه یا هر صاحب منصب حکومتی، فوراً به مسجد می ریزند و از آنان توضیح می
خواهند. این حساسیت تا حدی است که حتی نسبت به بلند بودن پیراهن خلیفه مقتدر
(عمر خطاب) نیز اعتراض می کنند و خلیفه پر قدرت مجبور می شود برای ادای
توضیحات و دفاع از خود شاهد معرفی کند. ما این را نشانه خساست جامعه نمی دانیم
بلکه نشانه حساسیت کامل مردم نسبت به حاکمیت و عمل صاحبان قدرت و متولی
بیت المال است.
اما چرا به راستی از همین اجتماع، نسلی پدید آمد که آنچنان بی تفاوت و بی احساس
شده است که خلیفه (هارون الرشید) در عروسی دخترش عباسه با جعفر برمکی از
محل بیت المال، آنقدر غذا تهیه کرده بود که از مازاد و پس مانده های آن به اندازه یک
کوه در بیرون بغداد، انباشته کردندکه مدت ها بوی گند آن بغداد را فرا گرفته بود اما
حتی یک نفر هم، اعتراض نمی کند. چرا؟ به راستی چرا؟!
آیا جز این است که اگر قدرت خودباوری جامعه فرو ریزد، عزت ها و کرامت ها و
حساسیت های جامعه نسبت به خود، فرو خواهد مرد. و پس از آن، انسان تحقیر شده
و خود فروخته به راحتی به بردگی قدرتمندان پناه خواهد برد و خود عامل خلق استبداد
و ستم خواهد شد. روزگار نه چندان دور جامعه خودمان را نظاره کنید، آنقدر تحقیرمان
کرده بودند و آنقدر خودباخته شده بودیم که همچون گوسفندان مطیع، مودبانه و بی
اعتراض، به ستمِ شاهان، معتاد شده و باور کرده بودیم که «چه فرمان یزدان، چه
فرمــان شاه»
احیای کرامت و عزت انسان
بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی، احیای کرامت و عزت انسان مسلمان و روح خود
آگاهی و خود باوری در جامعه ایران است. با پیروزی انقلاب اسلامی، جامعه ما در
آستانه دروازه های بزرگ خود باوری و خود آگاهی رسیده است و هر کس مدافع و
ملازم انقلاب است باید در تقویت این روحیه در درون خود و اجتماع کوشش نماید، تا
همچنان به رشد و توسعه انسانی و تعالی جامعه، ادامه دهیم.
اگر این نسل در معرکه تاریخ خود وارد نشود و در غوغای حساسیت های آن شرکت
نکند، به سرنوشتی همچون دوران بعد از رحلت رسول الله(ص) دچار خواهد شد، یعنی
در درون خود شکست می خورد و بی تفاوت و تماشاگر، رسوب خواهد کرد.
منبع:مرکز هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی
|